ثبت وب سایت          تبلیغات          RSS          درباره ما          تماس با ما
امروز شنبه، ۲۸ مهر ۱۳۹۷

عبدالله روا,بیوگرافی عبدالله روا مجری,بیوگرافی عبدالله روا و همسرش

بیوگرافی عبدالله روا

عبدالله روا ۵ اسفند ۱۳۶۴ در بروجن چهارمحال بختیاری، شاعر و مجری است.

فارغ التحصیل رشته حقوق در مقطع لیسانس و کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی در دانشگاه شهید بهشتی است، وی کارش را از شبکه استانی شروع کرد و فرزند شهید است.

عبدالله روا,بیوگرافی عبدالله روا مجری,بیوگرافی عبدالله روا و همسرش

شروع فعالیت
عبدالله روا از سال۸۷ در شبکه جهانبین و چهارمحال بختیاری که زادگاهش بود، فعالیتش را به طور جدی شروع کرد و سال ۹۰ هم به جام جم آمد تا اجرای برخی از برنامه های شبکه‌های سیما را به عهده بگیرد

هدف و خصوصیات اخلاقی
من خصوصیات اخلاقی خیلی ویژه ای ندارم. منتها در مورد هدفم باید بگویم خیلی دلم می خواست که وارد عرصه هنر شوم و از دوران نوجوانی در محافلی که هنری بودبویژه محافل ادبی، انجمنی و شعر رفت و آمد داشتم و این گونه ارتباط گرفتن با آدمها که تقریباً در برهه ای اززندگی ام به آنها فکر می کردم، خیلی برایم جذاب بود و خدا هم کمک کرد که این فکرها به واقعیت پیوست

خانواده عبدالله روا
چهار خواهر و برادر دارد و او فرزند ارشد خانواده است، پدرش معلم بود و بسیجی داوطلب جبهه های جنگ، عبدالله ۱۱ ماهه بود که پدر در بهمن ۱۳۶۵ عملیات کربلای پنج شلمچه به شهادت رسید، مادرش سپس با یکی از همرزمان پدرش ازدواج کرده و چهار خواهر و برادرش از پدر خوانده اش هستند

استعداد شعر

عبدالله روا : سوم دبستان در مسابقات هشت گانه ی فرهنگی، در شهرمون اول شدم، تا سال اول راهنمایی شعر نگفتم،یک چهار پاره گفتم که از مدرسه بیرون نرفت چون گفتند مال خودت نیست !

کاملش را یادم نیست اما بخشی اش می گفت : زندگی بی گل سرخ چقدر بی رنگ است/ گل لاله زیباس قرمز خوش رنگ است/ برگ سبز خورشید آبی اقیانوس/ پیرمرد دهقان توی دستش فانوس

یه همچین چیزی بود اشکال وزنی نداشت اشکال قافیه نداشت و حال و هوای خوبی داشت برایم سر خوردگی ایجاد شد دیگر شعر نگفتم تا سال 82. در یک جمع دوستانه برای تفریح رفته بودیم که شعری گفتم و ورق زندگی من را در زمینه ی ادبیات تغییر داد.

امشب از دلتنگی ام با ماه صحبت می کنم/ از دلم از این  غم جانکاه صحبت می کنم/ یوسف گم گشته ام امشب به یادت هستم/ از غم یک ماه در یک چاه صحبت می کنم….بواسطه ی این شعر به انجمن های ادبی راه پیدا کردم.

شکر خدا، چه در سطح استانی، چه در سطح ملی چند مقام کشوری معتبر در زمینه شعر بدست آوردم. یکی از آخرین هاش برگزیده برگزیدگان جشنواره سال 88 امام رضا بودم که هر سال برگزار می شد من در 8/8/88 که تولد امام رضا هم بود، مقام آوردم.

عناوین کسب شده در زمینه شاعری

– برگزیده جشنواره های دانش آموزی سال ۱۳۸۳ در اردبیل

– برگزیده شعر شاهد سال ۱۳۸۳ در زنجان

– برگزیده جشنواره شعر دفاع مقدس سال ۱۳۸۴ در ارومیه

– برگزیده جشنواره شعر کانونهای مساجد سال ۱۳۸۶ در کرمانشاه

– برگزیده جشنواره شعر کانونهای مساجد سال ۱۳۸۹در یاسوج

– برگزیده جشنواره سوختگان وصل در سالهای ۱۳۸۶ و ۱۳۸۷ در تهران

– برگزیده جشنواره شعر رضوی سال ۱۳۸۸ در بیرجند

علائق

عبدالله روا : پاستیل و ورزش را خیلی دوست دارم. سالیان زیادی رو از دوره نوجوانی تا سطح یک خورده حرفه ای تر از آماتور فوتبال بازی می کردم سابقه بازی تو لیگ زیر گروه ایران را هم دارم توی شهر خودمان بروجن بازی می کردم. در هر صورت یک عکس با لباس ورزشی دارم و خیلی پیگیر بودم خیلی هم علاقه مند بودم علاقه اصلیم این بود که یه روزی فوتبالیست بشم ولی خوب دیگه نشد نه فرصت پیگیریش بود نه شرایطش،حقیقتش فقط  زورم زیاد بود. من از همینجا به کلیه کسانی که دست و پاشان را شکستم تو فوتبال معذرت می خواهم.

من در  درسم هم،همینطوری بودم کارنامه های تحصیلی من رو ببنید خندتون می گیره البته هیچ کدوم رو نگه نداشتم ولی اگر باشه یه جایی سه چهارتا درسم بیست بود هفت هشت تا درسم ده یازده دوازه.ورزشم بیست بود هنرم بیست بود ادبیاتم بیست بود انضباطم خیلی بد بود.

اشعار عبدالله روا

مادر

روشنه صبح دلم ازرنگ آفتاب نگاهت                      عطر شب بو خونه کرده تو شب چادر سیاهت

مث یه غنچه  بسته توی باغ روسریتم                     سرپناه اولیمی سینه چاک آخریتم

می بینم رنگ خدا روتوی چشم بسته ی تو              که بهشتو وعده داد نزیر پای خسته ی تو

کاش میشد تا آخر عمر واسه تو بچه بمونم              که نتونم بی اجازت توی هر کوچه بمونم

کاش میشد بچه بمونم تا ببوسی گونه هامو            توی گهواره ی دستات گم کنی بهونه هامو

تویی اون راه نرفته که هنوزم اولاشم                       به خدا لیاقتم نیست قسم راست تو باشم

تو همون نور سفیدی که به شوقت پر کشیدم           به خدا یه موتو “مادر”به همه دنیا نمیدم

اگر به هم نرسیدیم

قسم به برق نگاهت که از ستاره سر است             به شوق دیدن تو این نگاه در به در است

مسیر سبز نگاهم!نگاه کن وببین                          برای غیر تو این چشم وگوش کورو کر است

من و تو آن دو درختیم اسیر بند زمین                     ولی نصیب تو باران و سهم من تبر است

برای این که سکوت تو بشکند هر روز                    صدای قلب من از روز قبل بیشتر است

اگرچه از تو سرودن همیشه آسان نیست               وچشم های تو از کل شعرهام سر است

اگر چه این غزل ساده را نخواهی دید                    و در سکوت قشنگت همیشه بی اثر است

 ولی به آتش چشمان ساکتت سوگند                   دلت بزرگترین آرزوی یک پسر است

 برای دلخوشیم هم دلیل میبافم                           اگر بهم نرسیدیم شاعرانه تر است

عکس های عبدالله روا

 

عبدالله روا,بیوگرافی عبدالله روا مجری,بیوگرافی عبدالله روا و همسرش

عبدالله روا,بیوگرافی عبدالله روا مجری,بیوگرافی عبدالله روا و همسرش

عبدالله روا,بیوگرافی عبدالله روا مجری,بیوگرافی عبدالله روا و همسرش

عبدالله روا,بیوگرافی عبدالله روا مجری,بیوگرافی عبدالله روا و همسرش

عبدالله روا,بیوگرافی عبدالله روا مجری,بیوگرافی عبدالله روا و همسرش

عبدالله روا,بیوگرافی عبدالله روا مجری,بیوگرافی عبدالله روا و همسرش

عبدالله روا,بیوگرافی عبدالله روا مجری,بیوگرافی عبدالله روا و همسرش

عبدالله روا,بیوگرافی عبدالله روا مجری,بیوگرافی عبدالله روا و همسرش

عبدالله روا,بیوگرافی عبدالله روا مجری,بیوگرافی عبدالله روا و همسرش

عبدالله روا,بیوگرافی عبدالله روا مجری,بیوگرافی عبدالله روا و همسرش

منبع: نیازنگار

مطالب مرتبط

موارد مرتبط

نظرات

کد امنیتی
فرصت نگار
فرصت نگار

اشتراک در خبرنامه

با عضویت در خبرنامه نیازنگار می توانید روزانه خبرهای روز را در ایمیل خود مشاهده کنید

دیگران می خوانند